شنوایی بازار محصول خرده فروشی عمده فروشی

شنوایی: بازار محصول خرده فروشی عمده فروشی اخبار اقتصادی و بازرگانی

گت بلاگز اخبار اجتماعی هشدار! جامعه نااميدتر مي‌شود

«لغو برجام چه تاثيري بر بار رواني جامعه مي گذارد»، «واكنش منطقي نسبت به كنش غيرمنطقي رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا چه نوع واكنشي است»، «اعتماد عمومي آیا اه

هشدار! جامعه نااميدتر مي‌شود

هشدار! جامعه نااميدتر مي شود

عبارات مهم : ایران

«لغو برجام چه تاثيري بر بار رواني جامعه مي گذارد»، «واكنش منطقي نسبت به كنش غيرمنطقي رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا چه نوع واكنشي است»، «اعتماد عمومي آیا اهميت دارد و براي اوج رفتن آن در جامعه توجه به چه راهكارهايي ضروري است»، «به جنجال كشيده شدن اختلاف سليقه در بين نهادهاي رسمي چه تبعاتي در پي خواهد داشت»، «هزينه هاي فيلترينگ چه موردهايي هستند و مقابله با ناهنجاري هاي فضاي مجازي در چه شكلي فايده خواهد داشت» و… پرسش هايي هستند كه اين روزها به طور جدي براي دغدغه مندان و حتي در ادبيات محاوره اي هم به عنوان دغدغه هايي بسيار جدي طرح مي شود.

هشدار! جامعه نااميدتر مي‌شود

ناصر فكوهي پژوهشگر و استاد دانشگاه با بیان اينكه «متاسفانه بعضی از مسئولان (مثلا در مجلس) در بسیاری از موارد از جمله همین مورد ترامپ چنان آمرانه برخورد کرده و سوء سیاست و سوءمدیریت داشتند که رئيس جمهور آمریکا که امروز یکی از منفور ترین شخصیت های تاریخ این کشور به حساب می آید، توانسته تزهای افراطی خود را هم به طرفدارانش بقبولاند. این نشانه سطحی بودن و نشناختن دنیا و مباحثی است که در آن جریان دارد.»

درگفت وگويي مشروح به پرسش هاي «آرمان» پاسخ می دهد.

«لغو برجام چه تاثيري بر بار رواني جامعه مي گذارد»، «واكنش منطقي نسبت به كنش غيرمنطقي رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا چه نوع واكنشي است»، «اعتماد عمومي آیا اه

سوال اول اين است كه خروج آمریکا از برجام و لغو تحریم ها چه تاثیری در شادابی، اطمینان و اعتماد به نفس عمومی در کشور ما دارد؟

جو کنونی جامعه ما به دلایل زیادی که بخش بزرگی از آن به سوء مدیریت های درونی سیستم برمی گردد، در حد پایینی هست. جهت نمونه عنوان گرانی ارز و این هجوم جهت خریدن دلار و ارز و بی ثباتی قیمت ها را من تنها امری اقتصادی نمی دانم، بلکه در آن سهم کم کردن و یأس و نومیدی مردم و نبود چشم انداز و بی اعتمادی به سیاست های دولت را اوج ارزیابی می کنم. روشن است که خروج آمریکا و احتمالا بازگشت بخش بزرگ یا کوچکی از تحریم ها این چشم انداز را ممکن هست، تیره تر کند. ولی در دوران جنگ اوضاع کشور عزیزمان ایران به مراتب سخت تر از این بود، با اين حال اعتماد در سطح بسیار بالاتری قرار داشت. در سیاست و تاریخ، قانون و جبرگرایی چندان جایگاهی ندارد. اگر مسئولان به نوعی عقلانیت بازگردند و دست از تنش و خصومت با یکدیگر و دست از سیاست های نادرست بردارند، هر لحظه جای امیدواری است که اوضاع بهتری ایجاد شود. به هرروی تصمیم نابخردانه ترامپ جهت خروج از برجام، بحرانی عظیم را در آمریکا، در روابط این کشور با متحدان اروپایی اش و در مناسبات قدرت و قوانین در خودِ این کشور وارد مي كند و ممکن است در سطح بین المللی به پيامدهاي بسیار سخت، پیش از همه جهت خودِ آمریکا و سپس جهت کشورهای منطقه خلیج فارس منجر شود.

باید دقت داشت که آمریکا خود با کشور عزیزمان ایران دارای رابطه اقتصادی نبود و تصمیم خروج از برجام اگر بتواند آن را عملی و تحریم ها را برگرداند، ضربه مشکل به اقتصادهای اروپایی خواهد زد و بعید می دانم اتحادیه اروپا و روسیه و چین حاضر شوند نقش آمریکا را به مثابه «پلیس اقتصادی جهان» بپذیرند. واژه «unisolationism» که این چند روز اختراع شد، از فردگرایی و به نوعی عمل بی خردانه ترامپ را روشن کند و نشان دهد این عمل هم روشی فردگرایانه و خود محوربینانه بود و هم در نهایت بلاهت، راهی جهت انفراد هر چه زیاد آمریکا و از بین بردن هرچه بیشترش از صحنه روابط بین المللی به سود روسیه و به خاص چین. میزان پذیرش یا چگونگی تصویر العمل اروپا و روسیه به این امر یکی به چگونگی فرایند رسوایی های پی درپی ترامپ و ریاست جمهوری فاجعه بارش در آمریکا مربوط می شود که هر روز یک برگ تازه از آنها رو می شود.

این ها می تواند در کمتر از 8 ماه دیگر در انتخابات نیم ترم نوامبر 2018 جهت مجالس، به شکست مشکل جهت ترامپ و شاید حتی استیضاح او منجر شود. از سوی دیگر، تصویر العمل طرف های دیگر برجام، که می تواند باعث بازگشت یا عدم بازگشت تحریم ها شود، واکنش‌ها کشور عزیزمان ایران است که اگر همچون گذشته با خونسردی و دور از جنجال، بر سر تعهدات خود بایستاد، شانس بسیار بالایی جهت حفظ برجام هست. چند گروه البته به شدت به دنبال لغو برجام هستند: در آمریکا، گروه جنگ طلبان به سرکردگی جان بولتون مشاور عالی امنیت ملی ترامپ، یکی از افراطی ترین شخصیت های سیاسی این کشور و طرفداران سفیدپوست و نژادپرست او که تقریبا 30 تا 40 درصد آرای آمریکا را در اختيار دارند. ولی جهت خروج از برجام رقم آمریکایی های موافق به کمتر از 20 درصد می رسید (بنا بر نظرسنجی این چند روز به وسیله CNN)؛ در اروپا مخالفان، صرفا احزاب راست افراطی هستند که تاثیر چندانی در معادلات سیاسی ندارند. در حالی که اکثریت قریب به اتفاق مردم این کشورها (فرانسه، بریتانیا و آلمان) طرفدار حفظ برجام هستند. در روسیه و چین و سایر کشورها نیز تا زمانی که کشور عزیزمان ایران بر سر تعهدات خود باشد، همگی در کنار کشور عزیزمان ایران خواهند ماند و آمریکا منزوی خواهد شد.

هشدار! جامعه نااميدتر مي‌شود

اما در خود کشور ما نیز دست کم دو گروه مخالف برجام و طرفدار عملکرد ترامپ داریم؛ یکی گروه نولیبرال که متاسفانه آقای روحانی در یکی دو سال اخیر به شدت به آنها در دولت و برنامه هایش به خاص در زمینه اقتصادی بها داده است كه به همین علت خود را در نزد افکار عمومی و به خصوص اقشار کم درآمد تخریب کرده هست. دوم گروه های افراطی به ظاهر و به شدت تندرو كه با شعارهای ضد آمریکایی که در حقیقت بازوی اجرایی سودجویان دوران تحریم هستند و مایلند هر چه سریعتر کشور به موقعیت تحریم بازگردد تا آنها بتوانند به ثروت های بزرگ بادآورده دوباره دست یابند و جالب است که این گروه ابدا توجهی به رفتارهای مشکوک خود که همراه با عربستان و سفیدپوستان نژادپرست آمریکایی از لغو احتمالی کل برنامه برجام خوشحالی می کنند، نیستند. ولی در بازگشت به پرسش شما این دو دسته در ایرانِ کنونی در کنار بعضی عملکردهای غیراصولی و سوءمدیریت، عامل مهم نومیدی و یأس و از میان رفتن نشاط و بی اعتمادی مردم به کشور و آینده اش هستند.

اینها خود را دارای آلترناتیوهایی جهت آینده کشور اعلام می کنند در حالی که خود و هر کسی كه اندکی از علوم سیاسی باخبر باشد، می داند که کمترین شانسی جهت پیش بردن نظریه های عقب مانده سیاسی خود ندارند و صرفا موقعیت را به سوی بن بست برده و بازی ترامپ و بولتون را در داخل کشور به پیش می برند. البته نولیبرال ها به شدت گمان می کنند که برایشان احتمال به قدرت رسیدن کامل و گرفتن همه ابزارهای قدرت وجود دارد و به همین علت نظریه هایی را مطرح كرده و به مخالفان این نظریات زیرلوای «ایران دوستی» یورش می برند. ولی خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه همچون افراطیون، در حال غرق کردن کشتی ای هستند که همه ما سوار بر آن هستیم.

«لغو برجام چه تاثيري بر بار رواني جامعه مي گذارد»، «واكنش منطقي نسبت به كنش غيرمنطقي رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا چه نوع واكنشي است»، «اعتماد عمومي آیا اه

با چه راهکارهایی می توان مردم را به تشخیص صحیحی از واقعیت ها رساند تا دچار قضاوت های اشتباه نشوند؟

برای رسيدن به اين نشانه كه اتفاقا هدفي مهم هست، باید مردم دارای ابزارهای فرهنگی و علمی و قدرت تشخیص باشند، لذا باید ابزارهایی را که گردش اطلاعات و امکان دسترسی به تحلیل از موقعیت ها را فراهم می کنند، به شدت تقویت کرد. ولی متاسفانه می بینیم که این ابزارها در حال نابود شدن سیستماتیک هستند. رویکردهایی مثل مبارزه با زیاد کردن سرعت اینترنت، بستن فضاهای ارتباط مجازی، کم کردن فضاهای انتقاد و مبادله فکری و محدودیت ها، در نهایت می تواند علی رغم تصور به تحقق رساندن بازی دشمن متجر شود، با لایه ای از انقلابی گری یا لایه ای از ناسیونالیسم «وطن پرستانه» که البته هیچ کسی را نمی تواند، جز افرادی در حد همان عوام طرفدار ترامپ در آمریکا را، این بار در کشور عزیزمان ایران گول بزند.

هشدار! جامعه نااميدتر مي‌شود

هر اندازه فضا را باز تر کنیم، هراندازه محدودیت ها برداشته شوند و ملایمت و نرمش پیش گرفته شود، امکان کم کردن جّو بی اعتمادی و زیاد کردن نشاط در جامعه زیاد خواهد شد و با کم کردن این جو می توان امید داشت که اوضاع اقتصادی اصلاح یافته و شاخص های اعتماد به نهادهای کشور زیاد کردن یابند. در عین حال رویکردهای عاصی در مردم کم کردن یابد. این رویکردها به نظر من دارای ریشه های درست و بحق هستند، یعنی نارضایتی از بی عدالتی و فساد و نبود فضاهای باز، ولی متاسفانه راه به هیچ جایی جز تخریب زیاد و زیاد ساختارهای اجتماعی نخواهند برد و بهای این تخریب در درازمدت بسیار بسیار اوج خواهد بود. ولی اگر دولت دست از تصدی گری در همه حوزه ها بردارد، اگر قاطعیت و جدیت بیشتری جهت برخورد با فاسدان اقتصادی برداشته شود، اگر دولت به مسئولیت های قانونی خود در ارائه خدمات شهروندی رایگان یا ارزان قیمت به مردم عمل کند، بدون شک اوضاع به طرف بهتر شدن رفته و در عین حال قدرت های خارجی و دشمن های ما نخواهند توانست عرصه ای جهت مقابله با ما بیابند.

اینکه صورت ای جنجالی مثل ترامپ بدعهدی کرده هست، باعث می شود تا نگاه مردم نسبت به مسئولان داخلی مشخصا در این بحث، منفی نباشد؟

متاسفانه بعضی از مسئولان (مثلا در مجلس) در بسیاری از موارد از جمله همین مورد ترامپ چنان آمرانه برخورد کرده و سوء سیاست و سوءمدیریت داشتند که رئيس جمهور آمریکا که امروز یکی از منفور ترین شخصیت های تاریخ این کشور به حساب می آید، توانسته تزهای افراطی خود را هم به طرفدارانش بقبولاند.

این نشانه سطحی بودن و نشناختن دنیا و مباحثی است که در آن جریان دارد. همچنین نشانه عاطفی واکنش‌ها کردن و واکنشی بودن به جای عقلانی بودن. ولی من مسبب این اوضاع را سیاست های تصدی گرایانه و نولیبرالی می دانم که با بستن و به انحصار در آوردن و وارد کردن مردم در تناوب های باطل، آنها را به جایی کشانده که تصور کنند به عنوان نمونه کشوری چون آمریکا با شخصیت بی ارزشی چون ترامپ شاید بتواند با فشارهایش اوضاع را به سوی مثبت تر شدن پیش ببرد! متاسفانه نظر های آمرانه از طرف مسئولان به مردم هم سرایت می کند.

وقتی مسئولان با نگاه اوج به پایین به مردم نگاه کنند و در همه امور، قدرت و فشار را عالی ترین روش جهت اثبات حق خود بدانند، تصویر العمل نسبت به این امر، آن می شود که شخصیتی مثل ترامپ چون با دولت در کشور عزیزمان ایران در می افتد، به نظر گروهی می رسد که شاید گرهی از مشکلاتشان بگشاید. اين ذهنيت غلط در حالی است که عامل مهم اکثر نگون بختی های مردم کشور عزیزمان ایران همین سیاست خارجی آمریکاست که دست کم از کودتای 28 مرداد 1332 تا امروز به طور دائم به دنبال تنش زایی بوده است تا از رشد دموکراسی و مدنیت در کشور عزیزمان ایران جلوگیری کند. بلاهت بخش بزرگی از تحصیل کردگان و روشنفکران نیز در این زمینه کمک بزرگی جهت آمریکا بوده است.

می توان اینطور گفت که نوعی بی اعتمادی بین مردم و مسئولان به وجود آمده است؟ دلایل و ضررهای این حالت را شرح بدهید؟

بدون شک چنین است و دلایلش هم جهت همه تقریبا روشن هست، البته بخشی از دلایل. این بخش به عملکردهای آمرانه و سخت گیری های بی ربط و غیرضروری بر می گردد و می تواند همه را به مخالف تبدیل کند. هنگامی که یکباره 40 میلیون نفر از مردم، از استفاده از خبر رسان تلگرام محروم می شوند، هنگامی که مدیران شهری و غیر شهری هر طور می خواهند سیاست های آمرانه خود را در رابطه با فضای شهری، اوقات فراغت مردم و همه حوزه های دیگر اعمال می کنند، ولی حاضر نیستند که کمترین مسئولیتی در زمینه نیازهای مردم در زمینه هایی چون قیمت مناسب غذا، مسکن، دارو و… را بپذیرند، چه انتظاری می توان از مردم داشت؟ سال هاست نسبت به رویکرد نولیبرالی در اقتصاد در کشور عزیزمان ایران هشدار می دهیم که دولت نسبت به آن نه فقط بی تفاوت بوده که دائما در همان جهت یعنی پولی کردن همه چیز ادامه می دهد و کمترین توجهی به اصل «رفاه به مثابه یک اصل ثبات اجتماعی» نمی شود.

آنچه به زندگی شخصی و عقاید و رفتارهای مردم مربوط می شود و هیچ ربطی به دولت ندارد، امروزه همچنان شاهد تنش آفرینی هایی هستیم که ناراضیان را هر روز زیاد زیاد کردن می دهد. مردم چگونه می توانند به دولتی که خود را نه مسئول گرانی ها می داند، نه مسئول تامین نیازهای اولیه زندگی شان، ولی در عین حال به خود اجازه می دهد در کوچکترین پرسشها روزانه و شخصی زندگی آنها دخالت کند، اعتماد کنند؟ روشن است که پيامدهای این اوضاع بسیار سخت هستند. این پیامدها ما را از وقت های بی شماری که به علت جمعیت کم و جوان خود از یک سو و منابع بی آخر از سوی دیگر داریم محروم می کند و خطرات را زیاد می کند.

اینکه بین قوا و نهادهای متفاوت اختلافات به طور ملموسی زیاد هست، چه اثراتی بر جامعه می گذارد؟

این نیز از مواردی است که بی اعتمادی را زیاد کردن می دهد. قوای کشور البته باید با یکدیگر روابط تنظیم کننده و نظارتی داشته باشند. ولی هنگامی که کار به تنش می انجامد و جناح گرایی جانشین هر گونه گفت وگو و مبادله عادلانه می شود، این اوضاع در سطح اجتماعی شدت یافتن شده است و میان گروه های متفاوت مردم نیز بازی اصلی، بازی مسابقه تا حد تخریب یکدیگر می شود. ما روش های نخبه گرایی، قهرمان پروری، ستایش قدرتمندان و تحقیر افراد ضعیف را تا به نهایت پیش برده ایم و این جامعه را درون یک داروینیسم اجتماعی فرو می برد که عواقب مشکل جهت آن خواهد داشت.

می توان گفت جدل های سیاسی و کوبیدن بر طبل تنش و دعواها و…. یکی از علت های عصبیت جامعه است؟ این فضا چه ضررهایی دارد و چطور می توان ترمیمش کرد؟

بدون شک چنین هست. اصولا اینکه ما بتوانیم مخالفان و نه دشمن های خود را تحمل و با آنها گفت وگو کنیم، مدلی از انعطاف را ایجاد می کند که باعث آرامش جامعه هست. درست برعکس از بین بردن مخالفان یا تلاش جهت از بین بردن آنها، تحقیر یا کم کردن قدرت مخالفان از عوامل مهم ضعف عمومی سیستم است که در صورت حاد شدن این امر به موقعیت های آنومیک و آنومی اجتماعی می انجامد. نباید فراموش کنیم یا تلاش به فراموش کردن این امر بدیهی بکنیم که «رفاه» در ایجاد موقعیت های ثبات و از میان بردن موقعیت های عصبی بودن و التهاب اجتماعی یکی از کلیدی ترین عوامل هست. این رفاه در بخشی از آن با اوج رفتن موقعیت های مادی به وجود می آید، ولی در بخشی نیز که سهم بسیار بزرگی دارد، با اوج رفتن امنیت روانی و آزادی های اجتماعی و سیاسی و مدنی و آرامش خیال و داشتن چشم انداز در افراد آن جامعه ایجاد می شود.

فیلتر خبر رسان تلگرام چه تبعاتی دارد و چه تاثیری در نگاه مردم خواهد گذاشت؟

همان تاثیر و تبعاتی که پیش از این تمام رویکردهای مخالفت با فناوری داشتند: از ویدئو در سال های دهه 1360 بگیرید تا امروز و کم کردن سرعت اینترنت، مسدود کردن کانال ها، عدم پذیرش اینکه در دنیا شبکه ای نمی توان به صورت یک جزیره زندگی کرد، مگر آنکه ریسک ترساندن و فشار دائما فزاینده دنیا بر خود را پذیرفت. هر سیستمی که شروع به محدود کردن مردم بکند، باید متوجه باشد که این گونه فشارها در افکار عمومی بی اعتمادی را زیاد کردن می دهد. البته ممکن است تصور کنیم که در این رابطه وحشت نیز نقشی اساسی دارد. ولی مساله تناقض راجع به ترس، آن است که جهت موثر بودنش باید دائما آن را زیاد و گستره و عمق آن را زیاد کرد. این امر در نهایت به گسترش فساد، عافیت طلبی، رو آمدن افراد سودجو و بی مسئولیت و فاسد در مقام های مهم و حاشیه ای شدن افراد با دغدغه و مسئول کشیده و به زوال سیستم اجتماعی منجر خواهد شد.

پیشنهاد شما جهت جایگزینی فیلترينگ چیست؟

پیشنهاد من مثل همه کشورهای توسعه یافته جهت بزرگسالان استفاده آزاد و بدون فیلتر از اینترنت و از میان رفتن انحصار دولت بر نظام های رسانه ای به طور کلی، یعنی واگذاری تشخیص مناسب یا نامناسب بودن استفاده از یک سایت یا یک کانال به خود بازدیدکنندگان هست. ولی جهت کودکان، این حق باید به والدین (در خانه) یا مسئولان آموزشی آنها (در محیط آموزشی) داده شود.

این امر همین امروز هم به صورت کنترل نشده و بی نظم و به شدت آسیب زا از طریق اپلیکیشن های فیلتر شکن وجود دارد. ولی دقیقا به علت غیرقانونی بودن این اپلیکیشن ها، هم میزان آلودگی و نفوذ در سیستم های ما را به وسیله بدافزارها به شدت زیاد کردن می دهند و هم با جُرم زا کردن کُنش های غیر مُجرمانه، شرایط آسیب پذیری و حرکت عمومی جامعه به سوی عمیق شدن و گسترش جرایم را زیاد کردن می دهند. بنابراین فیلترینگ که به هرحال از لحاظ فناوری زیاد از دویا سه سال دیگر امکان پذیر نخواهد بود، به جای محافظت از ما، سیستم را با شدت بیشتری تخریب خواهد کرد.

همگانی شده است استفاده از فیلترشکن چه آسیب های احتمالی ای را می تواند در پی داشته باشد؟

دقیقا همان که گفتم، فیلتر شکن ها ورودی های بدافزارها به سیستم ها هستند و آلوده شدن سیستم ها و از آن بدتر اینکه هنگامی که از فیلتر شکن استفاده می شود، ما فرد را در موقعیتی از «مجرم» بودن قرار می دهیم و از لحاظ روانی به او این حس را می دهیم که تفاوت چندانی ندارد که به چه منظوری دارد از فیلتر شکن استفاده می کند. همین امر اغلب وی را به طرف هر چه ساختارشکنانه تر شدن استفاده اش از این ابزار خواهد برد. ولی تکرار داستان فیلتر شکن گمان نمی کنم عمری زیاد از یکی دو سال دیگر زیاد داشته باشد و بعد از آن تنها راه فیلتر کردن شاید آن هم تا مدتی محدود خروج و بستن سرورهای مهم و فرعی باشد، یعنی خروج از سیستم اینترنت که پيامد آن نا امن شدن همه روابط اجتماعی و سیستم های حفاظت از اطلاعات، امنیت کشور، نیازهای فناورانه شهری و کشوری و در یک کلام یک خودکشی فناورانه خواهد بود.

و در نهایت اینکه پیشنهاد شما جهت مدیریت صحیح اینترنت چیست؟

مدیریت اینترنت باید از طریق پلیس اینترنت، مثل همه کشورهای دنیا انجام بشود. یعنی از طریق برنامه هایی که جرائمی واقعی را تعیین کند و سپس کسانی را که آن جرم را انجام دهند، مورد تعقیب قرار دهد. این کنترل نباید بیان قانونی یا حق اعتراض باشد.

واژه های کلیدی: ایران | سیستم | آمریکا | آمریکایی | روابط اجتماعی | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs